

تاریخ انتشار: فوریه 2, 2024
کنشگران مرزی دکتر ناصر اقبالی استاد دانشگاه در ایران و به ویژه استان که . ب به نظرمی رسد که اساتید دانشگاه به ویژه در حوزه علوم انسانی نسبت به جایگاه اجتماعی شان یک باور خاصی دارند آنان بر خلاف همتایان غربی خود ،تجزيه و تحلیل، نقد و بررسی درگیر شدن در تحولات […]
در ایران و به ویژه استان که . ب به نظرمی رسد که اساتید دانشگاه به ویژه در حوزه علوم انسانی نسبت به جایگاه اجتماعی شان یک باور خاصی دارند آنان بر خلاف همتایان غربی خود ،تجزيه و تحلیل، نقد و بررسی درگیر شدن در تحولات و مسایل سیاسی و اجتماعی جاری بالاخص در مورد انتخابات را (سیاسی کاری)(دخالت در سیاست) و (سیاست بازی ) پنداشته و شان علمی و دانشگاهی خود را بالاتر از آن میپندارند که وارد اینگونه مسائل شوند.
آنان فقط یک کار کرد برای خود قائلند که عبارت است از تدریس و آشنا نمودن دانشجویان با اراء واندیشه های سیاسی وتئوری های موجود نبیین وتحلیل و نقد و بررسی و خلاصه هر گونه دخالت و ورود به تحولات و مسایل سیاسی و اجتماعی درورای آن(شأن )و(جایگاه علمی )دانشگا هی/ استادی قرار می گیرند. اینکه این پدیده یا آن تحول چراوچگونه به وقوع پیوسته سمت وسوی افقهای سیایی و اجتماعی جامعه به کدام طرف است؛در حالیکه بر خلاف آنچه که بسیاری از اساتید ما می پندارند ،تئوری ها و اندیشه های نظری صرفا ابزاری هستند برای فهم،تفسیر وتبیین تحولات که در عالم واقع در عرصه جامعه اتفاق می افتند.
چرا در آن انتخابات آن نتایج حاصل شد ؟، چرا یک گروه وجریان فکری جدید در جامعه بوجودآمده ؟و چرا قبلی نتوانسته موفق شودو مشکلاتش درکجاست و نظایرآن به نظر نمی رسد که در سنت رایج دانشگاهی ما به عنوان مقولات(علمی)چندان جایگاه و موضوعیت داشته باشند.
در غیر این صورت آن تئوریها و ارا ء بدل میشوند به مشتی معروضات که در کتب و جزوات درسی ظاهر شده و دانشجویان همآنها را حفظ کرده و بعد از مدتی به دست فراموشی سپرده میشوند.
اینکه چرا چنین سنتی در دانشگاههای ما باب شده نیاز به یک کالبدشکافی اجتماعی دارد که در ورای این نوشتار قرار میگیرد
آنچه که به اجمال و خیلی خلاصه میتوان گفت آن است که سانسور و جلوگیری از درج نظرات مغایر با دولت را بایستی اصلی ترین علت بوجود آمدن این روحیه دانست .فقدان امنیت شغلی و به خطر افتادن شغل و موقعیت اجتماعی و سیاسی عامل دیگری است در جهت ترغیب اساتید از درگیر نشدن در مسایل سیاسی و اجتماعی دلیل سوم عبارت است از فقدان روحیه نقدپذیری در پارادایم فکری مديران ونمايندگان در ایران . نقد و نظر و بازنگری انتقاد گفتمان دیالوگ و… اساساً مفاهیم بی معنایی در
قاموس مسئولین و مجریان دولتي در ایران بوده اند .این ویژگی را در بهترین حالت میتوان اینگونه تعریف کرد که مسئولین و کارگزاران دولتی در ایران همواره خود را عقل کل می پندارند و در نتیجه بی نیاز از هرگونه شور و مشورت ونظرخواهی از دیگران.
اگر در غرب اساتید دانشگاه پیرامون مسایل سیاسی به بحث و اظهار نظر میپردازند به این دلیل است که از آنان نظرخواهی میشود. این بدان معنا نیست که مجریان لزوماً به نظرات دانشگاهیان گردن می نهند و یا آنکه آرای اساتیدهمواره صحیح و درست است خیر.
بلکه صرفاً به این معناست که رسانه های گروهی حداقل از آنان در خصوص کم و کیف درستی و قوت و ضعف تصمیمات و سیاستهای مجریان نظرخواهی میکنند. اما در ایران چنین پدیده ای کمتر وجود دارد زیرا
در اساس فرض بر این است که مجریان و دولت هر آنچه که میکنند درست است و هر آنچه هم که انجام نمي دهند صلاح بوده وآن نیز درست است.
بنابراین نفس نظرخواهی از دیگران از جمله دانشگاهیان اساساً معنا و مفهومی پیدا نمی کند.
در واقع تنها نظر خواهی که در ایران صورت میگیرد از خود مسئولین است.
به عبارت دیگر رسانه های گروهی در غرب از
صاحب نظران در خصوص عملکرد دولتها نظرخواهی میکنند اما در ایران رسانه های گروهی ما از خود مسئولین و خوددولتها در خصوص عملکردشان نظرخواهی مینمایند مسئولین دولتی بر صفحه تلویزیون ظاهر میشوند و در خصوص سیاستهای اتخاذ شده توسط دستگاه های ذی ربطشان توضیح میدهند بارها این صحنه را بر صفحه تلویزیون دیده ایم که یک مسئول دولتی بالای یک میز بزرگ در وزارتخانه نشسته و دارد سیاستها و اقدامات زیر مجموعه اش را برای خبرنگاران وارباب جراید تشریح می نماید.
آنها هم دارند بیانات دولت را تند تند یادداشت میکنند.
اگر در ایران این سنت بوجود نیامده که اساتید در خصوص مسائل جاری کشور به نقد و بررسی بنشینند که اساساً کسی طالب نظر آنان نبوده.
بنابراین نظرات آنان صرفاً جنبه آکادمیک درسی پیدا کرده و محدود میشود به کلاسهای درسشان من هم به این سنت غلط تن دردادم و مثل مابقی
اساتید عمده مشغولیات آکادمیک و فکری ام محدود شد به تدریس و نگارش کتاب آنچه که در سالهای بدو ورودم به دانشکاه نمیدانستم آن بود که حداقل تا آنجایی که به من مربوط میشد این وضعیت به سرعت تغییر می یافت.
بنابراین در این مقطع حساس ما دانشگاهیان میبایست به عنوان کنشگران مرزي وارد میدان شده و تا جایی که امکان داردجهت برون رفت از وضعیت موجود تلاش نماییم به نظر بنده با توجه به معیارهای انتساب علمی منابع انسانی كه در مقالات قبلی به اختصار بیان نموده ام در شرایط فعلی جهت پست نمایندگی مجلس بر اساس تيوريهاي علمي گزينش درست منابع انساني در
دهدشت حاج آقا بزرگواری
در گچساران دکتر تاجگردون
و در یاسوج به دکتر بهرامی
میتوانند به درستی جهت ایفای این نقش مناسب باشند.
وبرای مجلس خبرگان روحاني بي همتا حضرت ايت الله ملك حسيني مناسب هستند.
نظرات در انتظار تایید: 0
کل نظرات :1
یادداشت
اقتصادی
پیام رئیس سازمان جهاد کشاورزی استان کهگیلویه و بویراحمد به مناسبت فرا رسیدن سالگرد رحلت امام خمینی (ره) و عید سعید غدیر خم
فصلی نو در تحقیقات کشاورزی کهگیلویه و بویراحمد با انتصاب چاکرالحسینی
گام بلند کهگیلویه و بویراحمد در تأمین امنیت غذایی کشور؛ ثبت رکورد رضایتبخش خرید تضمینی گندم
محمد رضایی میرقائد در مصاحبه با باران زاگرس: خرمشهر با مقاومت فتح شد نه با مذاکره فتح خرمشهرهای در پیش رو امتداد همان مسیر است.
تجلیل از مددکار نمونه شهرستان چرام

افشانی
تاریخ : 2 - فوریه - 2024
بسمه تعالی…برون رفت موجود خارج از چهارچوب کتابها و تفسیرهایت… کهگیلویه و بویراحمد دچار بیماری همچوماخولیا شده و مردم از فساد ماغذ بازی وقوم گرایی به ستوه آمدند…..اگر در کهگیلویه و بویراحمد امثال جناب سردار هاشمی با چنگ و دندان و با بکارگیری تماس طرفیت هایش قبل از سال ۱۳۸۰تا اکنون در همه مدیریت های کلان خود فقط به فکر کهگیلویه بود تا بتواند گوشه ای از ظلم و نارسایی دولتهای قبل در حق مردم را جبران کند و به تنهایی نمیتواند…..افراد اقتصاد دان که در میدان عمل کرده اند میتوانند مفهوم سازندگی و آبادانی و ریز متره و قراردادها و مفهوم ان را درک کنند و راه برون رفت فقط و فقط امثال آقای هاشمی وتاجگردون هستند و سایر عزیزان در منسب های دیگر کاربرد دارند… لطفاً تحلیل ها را بر زمین احرایی کنید و حق نردم ما عمرانی و آبادانی و ورودی اقتصاد در کل کهگیلویه و بویراحمد ایت….محمد افشانی