آتش میسوزاند، اما بیتوجهی بیشتر میسوزاند جان مردم سپر بحران بودجهها فقط روی کاغذ روایت آتشسوزی زاگرس پایگاه خبری تحلیلی باران زاگرس «بحران روی دوش مردم؛ بودجهها روی کاغذ! چرا نیروی بومی هر منطقه استخدام نمیشود؟»وقتی حادثه میرسد، همیشه همان مردم عادیاند که باید وسط آتش بپرند؛ همان جوانهایی که […]
آتش میسوزاند، اما بیتوجهی بیشتر میسوزاند
جان مردم سپر بحران
بودجهها فقط روی کاغذ
روایت آتشسوزی زاگرس
پایگاه خبری تحلیلی باران زاگرس
«بحران روی دوش مردم؛ بودجهها روی کاغذ! چرا نیروی بومی هر منطقه استخدام نمیشود؟»وقتی حادثه میرسد، همیشه همان مردم عادیاند که باید وسط آتش بپرند؛ همان جوانهایی که نه حقوقهای نجومی دارند، نه پشت میزهای خنک مینشینند، نه خودروهای درستوحسابی زیر پایشان است.
عجیب اینجاست که هر سال بودجههای سنگین برای ستادهای بحران و نهادهای دولتی تصویب میشود، اما در لحظهی خطر، باز هم این مردم بیادعا هستند که جانشان را سپر میکنند.با همین بودجههایی که روی کاغذ خرج «آمادگی» و «مدیریت بحران» میشود، میتوان در هر روستا چند نیروی محلی آموزشدیده استخدام کرد؛ نیروهای بومی همان منطقه که هم جغرافیا را میشناسند، هم مسیرها را، هم مردم را، و هم در لحظهی حادثه سریعتر از هر تیمی وارد عمل میشوند.اما واقعیت تلخ این است: بودجه هست، اراده نیست.نتیجهاش چه میشود؟
این جوانهای با غیرت، با دست خالی، بدون تجهیزات، بدون بیمه، بدون حقوق ثابت و حتی بدون یک ماشین ساده، خودجوش وارد میدان میشوند و آتش را خاموش میکنند؛ در حالی که کسانی که حقوقهای سنگین میگیرند، فقط از دور نظارهگرند.وقت آن نرسیده یکبار هم آنهایی که پشت میزهای بزرگ نشستهاند، جلوتر از همه بایستند؟
یا حداقل، این نیروهای بومی فداکار را بیمه کنند تا خانوادههایشان بعد از حادثه، قربانی دوم بحران نباشند..