کد خبر: 2834

تاریخ انتشار: آگوست 29, 2025

من و بلوط؛ فریادی در سکوت دشتک دیل

بنام خدا   ✍️رهام ارشدی مسئول گروه پیشگامان زاکرس   امروز لبخند مردم گرمسیر بویراحمد، در پس پرده‌ای از اندوه پنهان شده بود؛ اندوهی که از دل منطقه تفریحی و حفاظتی دشتک دیل برخاسته بود. جایی که قرار است تا یک ماه دیگر، ۴۰۰ اصله درخت بلوط، پیر و جوان، ریشه‌کن شوند. طرحی که عنوان […]

بنام خدا

 

✍️رهام ارشدی

مسئول گروه پیشگامان زاکرس

 

امروز لبخند مردم گرمسیر بویراحمد، در پس پرده‌ای از اندوه پنهان شده بود؛ اندوهی که از دل منطقه تفریحی و حفاظتی دشتک دیل برخاسته بود. جایی که قرار است تا یک ماه دیگر، ۴۰۰ اصله درخت بلوط، پیر و جوان، ریشه‌کن شوند. طرحی که عنوان “ملی” بر خود دارد و هدفش توسعه منطقه و کشور است؛ اما به چه قیمتی؟

 

درختان بلوط، ساکت و بی‌صدا، اما با زبان برگ‌ها و تنه‌های زخمی‌شان، التماس می‌کردند: «ما می‌خواهیم زنده بمانیم». صدایی که در هیاهوی تصمیمات اداری و جلسات رسمی، شنیده نشد.

 

آیا نمی‌شد اندکی تأمل کرد؟ آیا نمی‌شد با بهره‌گیری از دانش روز، در فصل بارش، این درختان را جابه‌جا کرد و جانشان را حفظ نمود؟ آیا توسعه، همیشه باید با تخریب همراه باشد؟ مگر نه اینکه بلوط‌ها، حافظان خاک‌اند و نماد پایداری این سرزمین؟

 

تمام مسئولان استانی حضور داشتند. همه هم‌دست بودند در این تصمیم. اما هیچ‌کس نپرسید: «آیا راهی هست که هم توسعه باشد و هم حفظ طبیعت؟»

 

من، به نمایندگی از پویش مردمی «پیشگامان»، این دغدغه را فریاد زدم. اما گوش شنوایی نبود. تنها بودم… من و درخت بلوط.

 

درختی که شاید صدایش به گوش نرسد، اما ریشه‌اش به ریشه و اصل نصب لر وابسته است در دل این خاک است. و اگر ریشه‌ها را ببُریم، چه چیزی از هویت و طبیعت‌مان باقی خواهد ماند؟

ارسال دیدگاه